وکیل جرایم سایبری
یکشنبه 3 دی‌ماه سال 1385
مصاحبه بچه محمد رضا
رضا پهلوی فرزند شاه ایران طرح بر اندازی رژیم را می کشد

رضا پهلوی فرزند شاه ایران،هفته پیش به ویراستار نشریه وقایع انسانی "هومن ایونتس" گفت در دو سه ماه آینده امید وار است تشکیل سازمانی را به پایان رساند که هدفش سرنگون کردن رژیم جمهوری اسلامی است و جایگزینی آن با یک حکومت دموکراتیک

Reza Pahlavi, son of the late Shah of Iran, told the editors of HUMAN EVENTS last week that in the next two to three months he hopes to finalize the organization of a movement aimed at overthrowing the Islamic regime inTehran and replacing it with a democratic government.

He believes the cause is urgent because of the prospect that Iran may soon develop a nuclear weapon or the U.S. may use military force to preempt that. He hopes to offer a way out of this dilemma: a revolution sparked by massive civil disobedience in which the masses in the streets are backed by elements of the Iranian Revolutionary Guard.

او باورش بر این است که این انگیزه در اولیت قرار دارد زیرا ممکن است تحولات غیر منتظره ای درایران اتفاق بیافتد بخصوص در مورد تسلیحات اتمی یا حمله نظامی آمریکا. او امیوار است که راه هائی برای خروج از این دشواری وجود دارد. یک انقلاب از راه مبارزه مدنی توده ای که توده های آن در خیابان ها با سپاه پاسداران حمایت می شوند.
Pahlavi, who lives in exile in the United States, said he has been in contact with elements of the Revolutionary Guard that would be willing to play such a role, and activists who could help spark the civil disobedience.

پهلوی، که بصورت مهاجر در ایالات متحدی زندگی می کند گفت، او با عتاصر سپاه پاسداران در ارتباط بوده که تمایل دارند چنین نقشی را بازی کنند و همچنین با فعالانی که می توانند به روشن شدن جرقه نافرمانی مدنی کمک کنند.
He also said that the U.S. and other governments can help by imposing “smart sanctions” on the leaders of Iranian regime, but he categorically opposes U.S.military intervention.

او همچنین گفت آمریکا و دیگر دولت ها می توانند با اعمال "تحریم هوشمندانه" بر روی رهبران رژیم به این امر کمک کنند ولی اظهار داشت بطور قاطع با حمله نظامی آمریکا مخالف است
After the revolution he envisions, Pahlavi said, he would be willing to become a constitutional monarch in Iran if an Iranian constitutional convention offered him that role. “I’m ready to serve in that capacity,” he said. “If the people so choose, it would be my greatest honor.”

بعد از انقلاب اوچنین تصور می کند، پهلوی گفت، که میتواند و مایل است بصورت یک شاه با سرشت اساسی مشروطه در ایران باقی بماند اگر قانون اساسی ایران چنین نقشی را به او محول نمود. "من حاضرم درآن سطح خدمت کنم" او گفت "اگر مردم انتخاب کنند، بالاترین افتخار من خواهد بود"
The following are excerpts from the interview with the editors of HUMAN EVENTS in which Pahlavi explained why and how he thinks his country can be transformed from an Islamist dictatorship into a free democracy.
آنچه در زیر می آید برگرفته هائی است از ویرایشگر وقایع انسانی که پهلوی توضیح داده است و چگونگی اینکه او چطور فکر می کند قادر است یک دیکتاتوری اسلامی را به یک کشور آزاد دموکراسی مبدل کند.
Under any circumstances, would you support U.S. military action againstIran

تحت هر گونه شرایطی، آیا شما از یک حمله نظامی آمریکا به ایران حمایت می کنید ؟
As a matter of principle there’s no way that I can support any kind of military intervention regardless of the crisis because as a matter of principle, and as a nationalist, I cannot even imagine the fact that my country could be attacked, and today it’s a very different scenario from, let’s say, the Second World War where you are occupied by Nazi forces and there’s a liberating force coming in. This is a strike against Iranian installations that are part of our national assets. That it’s used wrongly by the wrong people is beside the point. So there’s no justification as far as I’m concerned.

بصورت یک قاعده راهی نیست که من بتوانم چنین تجاوز نظامی را حمایت کنم، باوچود اینکه فاجعه، بصورت یک قاعده اساسی و ملی گرائی من نمی توانم حتی تصور کنم که کشور من مورد حمله قرار گرفته است و امروز امروز سناریو دیگری مطرح است اجازه بدهید جنگ جهانی دوم را که نازی ها اشغال کرده اند و نیرو های نجات وارد می شوند/ این یک حمله بر علیه تاسیسات ایرانی و قسمتی مهمی از دارائی های آنها است. که بصورت غیر معقولی توسط آدم های غلطی بکار گرفته شده. بنا بر این توجیهی تا آن جا که من توجه دارم بر آن متصور نیست.

Even if we had absolutely certain knowledge the regime in Iran was on the threshold of actually building a nuclear weapon, you would oppose U.S.military intervention to stop that from happening

حتی اگر ما یقینا خاطر جمع باشیم که رژیم ایران در آستانه ساخت تسلیحات اتمی است شما با حمله و تجاوز نظامی آمریکا مخالفت خواهید کرد ومانع از وقوع آن خواهید شد؟
First of all, whether the U.S. does it or not is its affair. I would still be critical of it only because I think that if we come back to a position in which we are today, there’s time to remedy the situation and I will get to other options later. But I can tell you one thing: The best gift that you can give the current regime is, in fact, to attack it. Why? Because, one, it will immediately consolidate the nation, two, it will neutralize all elements of the military and paramilitary forces who have a role to play in the options that I will present later and they will be forced into a position of defense. So they are out of the equation.

اولا، چه آمریکا اینکار رابکند و چه نکند بهر حال من نسبت به آن متعرض خواهم بود و فقط به این دلیک که فکر می کنم اگر به نقطه ای که امروز در آن قرار داریم برگردیم هنوز وقت برای مرحم گذاشتن به این وضعیت وجود دارد و بعد من به موارد دیگر می پردازم. اما می توانم بگویم: بهترین هدیه ای که شما می توانید به رژیم فعلی بدهید، در واقع، حمله است. چرا؟ برای اینکه یک، بلافاصله تمام مردم را باهم یک پارچه می کند دوم ، تمام عناصر نظامی و نیروهای بسیج راکه نقشی برای بازی کردن دارند را بی اثر میکند بطوریکه آنها را مجبور می کند که در وضعیتی دفاعی قرارگیرند. بنابراین از موازنه خارجه می شوند

Three, it will stir this entire regional emotion, once again, against the West, while we are trying to get help from the very same West to promote a democratic ideal.

سوم اینکه تمام اوضاع منطقه را بهم میریزد، باز هم تکرار می کنم، بر علیه غرب، درحالیکه تلاش ما بر این است که از همان غرب برای برقراری و پیشبرد دموکراتیک مورد نظر یاری بگیریم

Fourth, if it’s a race against time, as in the sense, “Will this regime become nuclear first or will the Iranian people achieve democracy?” there’s no way you’re going to win the race by doing so. You may prolong the inevitable armament of Iran, but you will certainly push back the democratic cause for many years, if not for good.

چهارم اینکه، اگر مسابقه ای برعلیه زمان برقرار است، که ظاهرا اینطور بنظر می رسد، "آیا این رژیم اول صاحب سلاح اتمی خواهد شد یا اول مردم ایران به دموکراسی خواهند رسید؟" هیچ راهی ندارد که شما برنده این مسابقه شوید. شما ممکن است اجبارا اتمی شدن ایران را به تاخیر اندازید ولی شما مطمئنا دموکراسی را هم به عقب خواهید انداخت سالها عقب خواهد افتاد اگر برای همیشه فراموش نشود

And, ultimately, I don’t know if it’s going to be effective. We’re not talking aboutIraq. We’re talking about a country with a multitude of installations, some of which you happen to know about and many of which we still don’t know about. Many of these entities are hidden under civilian areas, the actual stockpiling.

وسرانجام، من نمیتوانم بفهمم اگر این کار مفید فایده خواهد بود. ما در مورد عراق صحبت نمی کنیم، ما در مورد کشوری صحبت می کنیم که دارای تاسیسات متعددی است که شما از آن بخوبی آگاهید، و برخی دیگر که ما هنوز آگاهی از آن نداریم، بسیاری از این تاسیسات پنهان هستند وشاید جائی که این تسلیحات انبار شده زیر نقاطی است که مردم عادی زندگی می کنند.

You would be willing to renounce that idea that Iran could develop a nuclear weapon

آیا میخواهید انکار کنید که ایران در قادر به ساخت اسلحه اتمی است؟
I’m against developing any weapons of mass destruction. I work to see the world develop a process of disarmament because otherwise it will be madness. If we build it, tomorrow the Turks will build it, then the Saudis want to build it, then the Egyptians want to build it. Believe me, in that part of the world, there’s some track record how stable the world will feel having a whole bunch of nuclear warheads in the hands of all these people. Forget it. I’d be the first one proposing a plan to reverse the cycle of proliferation.

من مخالف ساخت هر نوع اسلحه کشتار جمعی هستم. تلاش من بر این است که ببنم جهان به روشی رو آورد که همه خلع سلاح شوند برای اینکه در غیر اینصورت دیوانگی خواهد بود. اگر ما آنرا بسازیم فردا ترک ها می خواهند بسازند،؛ بعدی سعودی ها و بعد مصری ها میخواهند بسازند. باور کنید، در این گوشه از دنیا، رد پای آماری وجود دارد که چقدر دنیا می تواند امن باشد اگر همه بخواهند کلاهک اتمی در دست داشته باشند. فراموش کنید. من اول پیشنهاد طرحی خواهم کرد که چرخه ازدیاد را واژگونه کند.

You don’t believe Iran needs a nuclear weapon to balance Israel’s nuclear weapon

شما باور ندارید که ایران به اسلحه اتمی نیاز دارد تا موازنه قدرت اتمی اسرائیل را برقرار کند؟


You would not demand that Israel disarm

شما درخواست نخواهید کرد که اسرائیل خلع سلاح شود.
Since when has Israel been a threat to anyone? Israel just wants to be left alone and live in peace side by side with its neighbors. As far as I’m concerned, Israel never had any ambition to territorially go and invade, I don’t know, Spain or Morocco or anywhere else. And let me tell something else about Iran: Unlike the rest of the Islamic or Arab world, the relationship between Persia and the Jews goes back to the days of Cyrus the Great. We take pride as Iranians of having a history where Cyrus was the most quoted figure in the Torah, as a liberator of Jewish slaves, who went to Babylon and gave them true freedom for them to worship and in fact helped them build a temple. We have a biblical relation with Jews, and we have no problem with modern day Israel. As far as regional politics, I believe, I think many Iranians believe so, that as much as Israel has a right to exist, so should the Palestinians. They have to work the problem between each other. And we have no business interfering, and we need to help get as much stability in the region.

از کی اسرائیل عامل خطری برای دیگران بوده است؟ اسرائیل فقط می خواهد تنها بماند تا بتواند در صلح زندگی کند، درکنار همسایگان خود. تا آنجا که من میدانم اسرائیل هرگز به این فکر نبوده که برای تجاوز به کشوری دیگر اقدام کرده باشد. و من نمیدانم اسپانیا، مراکش، و یا جای دیگری. اجازه بدهید اینرا درمورد ایران به شما بگویم: برخلاف بقیه جهان اسلام یا جهان عرب، روابط بین پرشیا -ایران- و یهودیان به زمان کورش بزرگ بر میگردد. ما این افتخار را داریم که بگوئیم کورش بزرگ نامور بزرگی است که در تورات آمده و آزاد کننده بردگان یهودی می باشد، که در دست بابلی ها گرفتار آمده بودند که به آنها آزادی واقعی داد و معابد آنها را ساخت. ما ارتباط انجیلی با یهودیان داریم و ما هرگز با اسرائیل در روز های مدرن هم مشکلی نداریم. آنچه به منطقه مربوط می شود اسرائیل حق حیات دارد همینطور فلسطینی ها. آنها باید باهم همیاری کنند تا بتوانند مشکل خود را حل کنند. و ما حق دخالت در کار آنها را نداریم و ما نیاز داریم هرقدر یاری ممکن است روا داریم تا صلح به منطقه بیاید.

A democratic regime in Iran would be doing that, but a clerical regime inTehran that sends money to Hamas and to Hizballah and to all the terrorists around the globe obviously is not promoting stability and peace, it is doing the reverse.

یک رژیم دموکراتیک در ایران این روش را پیشه خواهد کرد، اما رژیم آخوندی در تهران که پول برای حماس و حزب الله می فرستد وبه همه تروریست های دیگر در جهان آشکارا مانع امنیت و صلح می شود وانها کار وارونه می کند/

In your argument for why you could not see supporting, under any circumstances, the United States’ using military action against Iran, you said this would turn the Iranian people against Americans.

در استدلال های شما چرا شما زیر هر وضعیتی نمی توانید با حمله نظامی آمریکا برعلیه ایران موافقت کنید و می گوئید این کار ایرانیان را برعلیه آمریکا تحریک می کند
Yes, they’re your best natural allies. What they see, rather than helping us—because we are your best weapon against this regime. Why do you want to bypass us? And you’re attacking our resources.

آری، همینطور است، آنها بهترین دوستان طبیعی شما هستند. آنچه آنها می بینند، برخلاف کمکی است که به ما میخواهند بکنند – برای اینکه ما بهترین اسلحه شما بر علیه رژیم هستیم. چرا شما می خواهی ما را دور بزنید. و شما به منابع ما حمله می کنید

Last year, Iran elected Mahmoud Ahmadinejad, a viciously anti-American president. He’s threatening the destruction of Israel. He’s threatening theUnited States. Why is it that the same country that can elect this guy has a pro-American population

سال گذشته، ایران محمود احمدی نژادرا که بطور غریبی مخالف آمریکا است را به ریاست جمهوری انتخاب کرد او مرتبا تهدید می کند که اسرائیل را نابود خواهد کرد. او تهدید می کند ایالات متحده را. چرا کوری که می تواند چنین رئیس جمهوری انتخاب کند آنهمه مردم طرفدار آمریکا دارد؟
Because that’s what the Iranian people are like. Iran is the only country that has the most pro-Western people with the most anti-Western government—unlike the rest of the countries in the region.

برای اینکه این نژاد ایران است. ایران تنها کشوری است که مردمش طرفدار غرب هستند با دولتی که مخالف غرب است. برخلاف آنچه که کشور های دیگر منطقه هستند

Why did that develop? In 2000 you had the reformer, President Khatami, everyone said the parliament is for reform. Then suddenly, five years later, you have someone else elected by an overwhelming margin who is supposedly anti-West. And, of course, he defeated Rafsanjani.

چرا این روند اتفاق افتاد؟ در سال 2000 شما یک رئیس جمهوری اصلاح طلب، خاتمی، را داشتید که همه می گفتند پارلمان اصلاح خواهد شد. بعدی ناگهان پنج سال بعد شما شخصی را انتصاب کرده اید که بطور بی شائبه ای مخالف غرب است. و البته او رفسنجانی را شکست داد.
Again, you see the tree but you don’t see the forest.

باز هم شما آن درخت را می بینید ولی شما بیشه را نمی بینید

Explain it.

توضیح بدهید
The whole regime, in its entirety, is hostile and antagonistic to what we understand in the free world as being our definition of human rights and individual freedoms. This regime is dedicated to implement a viewpoint which is the most extreme interpretation of religion and God’s law on Earth, anywhere around the globe, starting with itself, the region and beyond. If tomorrow they can do it in Washington, they will do it. Or anywhere else. They don’t see eye to eye with you. This is a regime that is dedicated to that.

تمام رژیم، در کل خود، این حکومت یک رژیم خصومت گرا، و ضد هر آنچه که دنیای آزاد درک می کند می باشد، دنیائی که اساس آن بر حقوق بشر و آزادی فردی مستقر است. این رژیم بر آن است نقطه نظر هائی را که افراطی و تعریفی از مذهب و قانون خدا در روی زمین دارد رابه موقع اجرا می گذارد، در هر جائی از جهان، از خودش شروع کنیم، از منطقه و هر جای دیگریو اگر فردا بتوانند در واشنتگتن اینکار رابکنند خواهند کرد. یا هر جای دیگر. آنها چشم به چشم شما ندارند. این رژیمی است که به آن معتقد است.

But you’re not explaining the change from 2000, when they had reformers in there, and people thought they had a chance

اما شما آنچه در سال 2000 تغیر کرد را توضیح نمی دهید، وقتی آنها رفرم انجام دارند مردم شانس اینرا داشتند.
Reformers to reform what? To sustain the regime or to change it? The reformers were not committed to end the regime. They were committed to preserving it. And so was Khatami. Don’t get me wrong. That’s part of the typical mistake the West has been making, including the U.S. government.

پیش از اصلاح چی؟ قرار بود رژیم بماند یا عوض شود؟ اصلاح طلبان متعهد نبودند که رژیم را برچینند. آنها برای ادامه حیات رزیم و بقای آن تلاش می کردندو همینطور خاتمی، اشتباه نکنید. آنها قسمتی از اشتباهی است که غرب مرتکب شد همجنین آمریکا

It still would have been a more moderate regime than the present one.

لااقل می توانست یک رژیم متعادل تری با مقایسه با حکومت فعلی بوده باشد.
Come on, who are we kidding? You said the same thing about Andropov. You said he drinks whiskey and listens to jazz, therefore he’s more moderate. He was Communist for God’s sake.

شوخی می کنید، شما سربسر چه کسانی می گذارید؟ شما همین مطلب را در مورد آندروپوف گفتید او به ویسکی میخورد و به جاز گوش می دهد بنا بر این او متعادل و میانه رو اس. او هم بخدائی خدا کومونیست بود.

How would you change it now

چطور می توانید آنرا عوض کنید؟
The reason the regime was using Khatami as the smiling face talking about a dialogue of civilizations was just to buy time. The same way that in the nuclear race they played the game of buying time by saying we’re going to negotiate with Russians or we’re not going to talk to them—buying time. Three years of endless negotiations has produced nothing. Why? The regime gained an extra three years. All I’m saying is that now, when you look at the future, we have a delicate time frame within which we can bring about change.

دلیل اینکه رژیم خاتمی را که لبخندی هم بر لب داشت برای مطرح کردن گفتگوی تمدن ها براه انداخت برای خریدن وقت بود. همان کاری را که در مورد مسابقه اتمی خود می کند آنها با بازی های خود وقت خریدند وگفتند با روسیه مذاکره می کنیم یا ما نمی خواهیم با آنها صحبت کنیم – خرید وقت. سه سال بدون نتیجه مذاکره کردند. چرا؟ رژیم سه سال وقت بیشتر بدست آورد. آنچه می خواهم بگویم اینکه وقتی به آینده نگاه می کنید فقط وقت است که در اختیار داریم تا تغییری انجام شود.

How long

چه زمانی؟

I cannot give you an expert, scientific opinion about how close Iran is to actual fissile material. . .

نمی توانم به شما یک نظریه علمی و تخصصی بدهم تا چه اندازه ایران قابل انشقاق و شکاف پذیر است.

Newt Ginrich told us in our interview with him that we had two to three years to change the regime in Iran, or else he wanted to go to war.

نیوت گرینیچ به ما گفت در مصاحبه ای که با او داشتیم، او دو تا سه سال وقت لازم دارد تا رژیم ایران را عوض کند یا کمتر اگر به جنگ برود.
That I think is realistic. Plus or minus six months or so.

بنظر قابل درک می آید. باضافه و منها ی شش ماه یا بیشتر

Gingrich says if we can’t get the regime changed in two to three years we have to invade Iran. What’s your answer to that

گرینیج گفت اگر ما نمی توانیم رژیم را در ظرف دو یا سه سال عوض کنیم به آن حمله می کنیم. شما چه جوابی به آن دارید؟
My answer is that I think that while the analysis that the options are running out as time goes by is true, the most important option that has been the least talked about has yet to be even considered, let alone tried.

جواب من این است که فکر میکنم در حالیکه وقت از دست می رود وقتی زمان می گذرد حقیقت هم دارد. مهمترین انتخابی که داریم اینکه آنچه کمتر در باره اش صحبت شده بایستی مورد توجه قرار گیرد تا ازمایش شود.

Which is

چی است؟
Which is, where I’m coming from. What I’m coming from is that, short of military strikes, which I don’t think is going to help at all with the ultimate solution, the much better way is to find the best way of enforcing the hand of the people ofIran. I need to explain that because it’s a complex issue.

که همان چیزی که میخواهم بگویم، آنچه میگویم این است که حمله نظامی که فکر نمی کنم کمکی به ما بکند نهایتا بهتر است راه بهتری برای وارد کردن فشار توسط مردم ایران است. باید توضیح بدهم زیرا موضوع پیچیده ای است.

Assume you’re directly advising Condoleezza Rice and George Bush. Bush is going to be in office for two more years. How can they help you and your people get rid of this regime in the next two years

تصور کنید شما میخواهید کانالیسا رایس و جورج بوش را توصیه کنید. بوش دو سال دیگر در دفتر است. چطور آنها می توانند مردم شما را کمک کنند تا رژیم را در ظرف دو سال آینده عوض کنند؟
We have to find a combination of internal elements working with exterior elements within the Iranian opposition and a coordination of such a movement with a number of key countries who in concert will act on this plan to make it happen.

ما بایستی ترکیبی از کسانی را که در درون هستند و در بیرون پیدا کنیم وکسانی که در بین مخالفین هستند آنها را در جنبشی که در چند کشور مختلف کلیدی قرار دارند بهم وصل کنیم و طرحی اجرا کنیم ک موفق شود/

You want to see a systematically organized general strike, people going into the streets against the government in Tehran

شما می خواهید سیستماتیکالی یک اعتصاب عمومی براه بیاندازید و مردم به خیابان ها بروند برعلیه رژیم تهران
Well look, civil disobedience, we can find examples of it from Argentina toIndia.

ببینید، نافرمانی مدنی را بطور مثال در آرژانتین تا هندوستان می توان یافت.

That’s what you want. That’s your tool.

آن چیزی است که شما می خواهید این ابزار شماست؟
That’s one of the tools. The other thing is the military and paramilitary power. Understand one thing: The basic powerbase of this regime is the Revolutionary Guards, at the end of the day.

این یکی از ابزار ها است. کار دیگری نظامی و فرا نظامی است. یک چیز را بفهمیم. اساس این رژیم سپاه پاسداران است آنهم در پایان روز است.

They report to Khamenei, not to Ahmadinejad

آنها به خامنه ای گزارش می دهند نه به احمدی نژاد
It’s a mixed bag. Ultimately, Khamenei is the supreme leader. But let’s face it, Khamenei doesn’t have single-handed control. In fact, Khamenei went all the way to take the risk of alienating some of the Revolutionary Guards by publicly referring to the talks between [U.S. Ambassador to Iraq] Zalmay Khalilzad and Iranians over the Iraqi issue. What was he trying to do there? He was much more concerned about the rising disenchantment inside Iran. He wanted to just pour ice water on their head, by saying, “Oh, we’re talking to the Americans”—at the risk of alienating his own militia.

یک کیسه مخلوط است. نهایتا خامنه ای رهبر است. اما اگر بخواهیم روبرو شویم خامنه ای یک دستی در کنترل اوضاع است، خامنه ای تا به آنجا پیش رفت که از قدرت بعضی پاسداران استفاده کند تا بتواند مذاکرات (سفیرآمریکا در عراق) زلمال خلیلزاد را به پی میز در مورد مسئله عراق به میز مذاکره بکشد. او میخواست چه چیزی را نشان دهد؟ او بیشتر نگران برپاخیزی کسانی در درون بود. او میخواست آب سرد بر روی سر آنها بریزد که گفت" "اوه ما داریم با آمریکا مذاکره می کنیم" در حالیکه نظامیان خودرا منحرف می کرد

That explains the psychology of the regime. It also explains that the whole militia is not under one core unit. It’s a whole mafia. There are various families of Revolutionary Guards. Each has its own portfolio and agenda. Some are behind Al Qaeda. Some are involved in Syria. Some are involved in BekaaValley. Some are involved in Iraq, etc. And they have their own independent means of finances. They don’t have to report back to the government. They have their own bases of income, free ports, what have you.

این نکته روانشناسی رژیم را توجیه می کند. همینطور توجیه می کند که نظامیان زیر یک دستور قرار ندارند. یک مافیای بزرگ است. چندین فامیل از سپاه پاسداران. هر کدام برنامه و پرونده خودشان را دارند. بعضی ها پشت آلقاعده هستند. بعضی با سوریه ارتباط دارند، بعضی با درله بکا در ارتباطند و بعشی با عراق و غیره. و همینطور آنها استقلال مال خود را نیز حفظ می کنند. آنها به دولت گزارش نمی دهند. آنها منابع در آمدی خود را هم دارند، بنادر آزاد و شما چه دارید

You think you can exploit this to turn some elements of the Revolutionary Guards against the regime

شما تصور می کنید میتوانید از چنین موقعیتی استفاده کرده و سپاه پاسداران را برعلیه رژیم بکنید؟
Yes, for a number of reasons. Because like in any totalitarian system, they know that at the end they’ll fall. The question is, how do they negotiate their exit strategy? No. 2 is because a lot of their families are not as wealthy as we think. There are some preferred ones, but many are still having to make ends meet. We have ranked officers who have to drive taxicabs at three o’clock in the morning, as a major or colonel returning from base, because they don’t have enough money to pay the rent. The disenchantment is there.

آری، به چندین دلیل، بدلیل اینکه در یک سیست توتالیتر در نهایت سرنگون خواهند شد. پرسش در این است، چطور میخواهند استراتژی خروج ا مذاکره کنند؟ دوم اینکه بسیاری از این فامیل ها به اندازه کافی ثروتمند نیستند آنطور که بایست. بسیاری نظر کرده در میان آنها هست اما برخی هنوز امید به آینده دارند. افسرانی وجود دارد که مجبور به راندن تاکسی هستند سه صبح و بعضی از سرهنگ ها هنگام بازگشت از پادگان ها برای اینکه به اندازه کافی پول ندارند کرایه و اجاره بدهند. رهائی از رتوهم هینجا دیده می شود.

So what you see happening is a general strike, people going into the streets, refusing to work, calling for the overthrow of the regime, and then their being backed—

بنا بر این آنچه شما می بینید وقوع یک اعتصاب عمومی است، مردم به خیابان ها بروند و از کار کردن خودداری کنند و درخواست سرنگونی رژیم را بکنند و بعد وجودشان حمایت شود
Sustained. Sustained.

بطور مدام و ادامه دار

And then being sustained by significant elements of the Revolutionary Guards who say, “You’re gone”

و در حالیکه ادامه دارد بعضی عناصر سپاه پاسداران بگویند "شما رفتنی هستید"؟
And I’m talking about a blitzkrieg of media supporting, like the BBC did before the revolution, which was practically announcing the night before where there would be a demonstration the next day. This is not myth, it is fact.

و من می گویم رسانه های گروهی بطور حمله آسائی این موضوع را حمایت کنند، آنچه که بی بی سی پیش از انقلاب کرد که در واقع اعلام کرد فردا کجا تظاهرات خواهد شد و این یک افسانه نیست حقیقت است.

Are you in contact with some of the commanders of these [elements]

آیا شما با بعضی عناصر فرماندهی ارتباط دارید؟
Absolutely. Absolutely. And in fact, they keep on saying that we are being under-utilized, we have a role to play, we know the time for it, but we cannot just take the initiative. They are in No Man’s Land. You have to understand.

مسلما، مسلما، و درواقع آنها مرتبا می گویند ما زیر فشار قرار داریم و ما مجبور به اجرای نقش هستیم، ما زمان آنرا می دانیم اما نمیتوانیم پیش قدم شویم. آنها در همه جا هستند. بایستی اینرا درک کنید.

Are you the person who puts together the master plan... Are you the commander-in-chief of this counteraction

آیا شما کسی هستید که طرح نهائی را تدارک می بیند؟ آیا شما فرمانده این ضد حمله هستید؟
Look, I think I can be effective, and the reason I have stayed behind until now was because I wanted to exhaust every avenue of possibility so that the opposition can gather itself and collectively work on a common agenda. Within the next two or three months, we’ll know if the result of two or three years of intense effort is going to pay off.

ببنید، تصور میکنم میتوانم موثر باشم و دلیل اینکه تا بحال کنار ایستاده ام این است که میخواستم هر راهی را تا آنجا که امکان دارد خسته وبی انرژی کرده باشم تا مخالفین خودشان بتوانند کنار هم بنشینند و برای یک مقصد مشترک کار کنند. در دو یا سه ماه آینده میتوانتیم بفهمیم اگر این کار نتیجه بخش است اگر نتیجه دو سه سال تلاش بهره اساسی را خواهد داد.

Two or three months

دو سه ماه؟
Two or three months. This summer.

دو سه ماه این تابستان

Are you going to have a unity council of sorts

آیا شما میخواهید یک شورای اتحادی داشته باشید؟
Yes, the goal was to have some kind of congress, or, we call it a forum, where all these [exiled Iranian opposition] groups, albeit under their own umbrellas and structure, could agree on a common agenda of action under common points that we all agree, and act like that. That’s the best we can hope to make something out of the fabric of the known opposition. But what I have told them, and what I am telling them right now, as much as there’s a deadline on anything, there should be a deadline for that, too. And I’ve exhausted every avenue to act as a catalyst to bring as many people together so they can work together. But if, for any reason, this strategy does not work, then I would be ready to step in and take any initiative that is necessary. But I would do that only if the other option does not work.

آری، امید آن است که کنگره ای یا یک اجتماعی از عموم از مخالفین، گروه ها و کسانی که زیر چتر آنها قرار دارند در یک موضوع در نکاتی که همه به آن باور دارند به توافق برسند و عمل کنند. این بهتیرن کاری است که شاید بتوانددر میان مخالفین به نتیجه برسد. ولی من به آنها گفته ام و هم آلان به آنها میگویم گرچه همواره در هر کاری زمانی معین شده وقتی برای آن مشخص شده باشد. و من از راهی را به خستگی کشاندم تا بعنوان کاتالیست بسیاری از مردم را کنار هم قرار دهم تا بتوانند باهم کار کنند. اما به هر دلیلی این استراتژی اگر کار نکرد آنگاه من آماده خواهم بود که قدم چلو بگذارم و اقدامی که باید آنجام دهم . اما اینکار را وقتی می کنم که دیگر کار ها به نتیجه نرسیده باشد.

Specifically, what you’d like to do, if you can get this umbrella of these outside groups together, is use their collective ability to communicate back with all these atomized groups inside Iran to call for things like a general strike.

بطور مشخص، شما میخواهید چه بکنید، اگر بتوانید این چتر را از دست این مخالفین بگیرد آیا اینها بطور متجانس خواهند توانست با این گروه های اتمیزه شده داخل ایران و اعتصاب عمومی کار کنند؟
Then orchestrate a massive campaign of resistance and civil disobedience to bring as much pressure within domestically. Meanwhile, the international community can play a much bigger role as well in pressuring the regime even further. That’s where I get to the smart sanction part. For instance, why penalize the people that are already bleeding and hungry? Why don’t you, for instance, in terms of the UN sanctions, demand a complete obstruction of travel for Iranian officials? Or denying them visas or from entering other countries, things of that nature? Why don’t you talk to all these countries that have intelligence and data on all those dummy corporations and bank accounts that the regime has in different countries and freeze those accounts?

بعد هدایت یک نیروی مقاومت بزرگ و نافرمانی مدنی برای وارد آوردن فشار بطور داخلی. در حالیکه جامعه بین المللی نقش بزرگی ایفا می کند و فشار لازم به رزیم وارد می آورد. آنجا است که من به تحریم هوشمندانه وارد می شوم. برای نمونه، چرا مردم را به دردسر بیاندازیم مردم در حال حاضر از گرسنگی خون گریه می کند. چرا شما بطور نمونه در زیر چتر تحریم های سازمان ملل نمی خواهید که برای تمام مقامات رسمی رژیم ممانعت ایجاد شود؟ یا بانها ویزا داده نشود تا بکشور های دیگر وارد شوند؟ چیز هئی در این ردیف. چرا با همه این کشور ها صحبت نمی کنید که دارای اطلاعاتی امنیتی کافی هستند تا آن شرکت های بی پایه و اساس را و حساب های باکی آنها و رژیم را بلوکه نکنند؟

You basically send a very strong message to the regime, you penalize their officials, you don’t necessarily declare war on Iran or economically put more pressure.

شما در واقع میخواهید پیام محکمی به رژیم بفرستید، مقامات رژیم را تنبیه ویا بطور قطعی آنها را خطاب کنید یا بطور اقتصادی زیر فشارقرار دهید بجای جنگ با ایران
Then it’s also a challenge to Russia and China. You know Russia and Chinamight be able to legitimately argue why they would veto any Security Council resolutions on sanctions. China, obviously, because it’s dependent on Iranian oil, and Russia because I think Putin and Peter the Great are not that far apart, in terms of their being the big boys in the region. But they will be hard pressed to object to any smart sanction, because failure to do so basically means they are in cahoots with the Islamic regime. I don’t know if they want to take that public position in the court of public opinion.

این هشداری به چین و روسیه هم خواهد بود. شما میدانید که روسیه و چین ممکن است این مورد را مورد اعتراض قرار دهند و شورای امنیت را وتو کنند. چین مسلما برای اینکه به نفت ایران وابسته است و روسیه بدلیل اینکه من فکر میکنم پوتین خودش را از بتر بزرگ دور نمی بیند فکر می کند پسر بزرگی در منطقه شده است. اما آنها بسختث بتوانند با یک تحریم هوشمندانه مقاومت نشان دهند برای اینکه سرپیچی از چنین منظوری نشان خواهد داد که آنها پشتیبان جمهوری اسلامی هستند. من نمیدانم که اینها می خواهند در نظر عموم چنین نمودی داشته باشند.

While you’re doing this, how concerned are you about your own security here in the United States

در حالیکه شما اینکار را می کنید چقدر نگران امنیت خود هستید در ایالات متحده؟
Look it’s beyond concern. I put faith in the Almighty and I said whatever it takes. You know, what can you do? You cannot live in a shell.

ببنید، این ماورای تصور است. من بخدا ایمان دارم و آنچه که بدنبال بیاورد را گفتم. شما میدانید که چکار می توانم بکنم؟ شما نمیتوانی همیشه در صدف زندگی کنی

In your Iran, Mahmoud Abdullah, the Afghan who converted to Christianity, would have every right to do that and the state would protect him from retaliation by radical clerics

در ایران شما، محمود عبدالله افغانی که به مسحیت رو آورده همه گونه آزادی را خواهد داشت که آنکار را بکند و دولت از او حمایت خواهد کرد در مقابل آخوند های متعصب؟
God, I hope so. I hope so. Because if we are basing our constitution on the Universal Declaration of Human Rights that’s one of the most fundamental rights that any human being should have. I’m sick and tired of hypocrisy and all this dubious attitude that is so typical of our region. If you believe in something you say it, you don’t fool around. I mean, that’s where I’m coming from. I haven’t lived 45 years of my life to fool around with these things. If I’m willing to lose my life for it, hell I’m going to fight for these rights, otherwise it’s not worth it. Frankly it’s not worth it! I might as well forget about Iran and become a citizen and live my life in this country. No. I want to have the same rights you have over here over there. That’s what I’m fighting for! Otherwise why bother?

ای خدای من، امید وارم. امیدوارم. برای اینکه ما قانون اساسی خود را بر اساس اعلامیه حقوق بشر بنیان می گذاریم و اساس حقوقی را که یک بشر باید داشته باشد. من بسیار از این ریاکاری و دوروئی که بطور تیپیکال در منطقه ما شیوع پیدا کرده خسته شده ام. اگر به چیزی باور داری می گوئی دیگر مردم را گول نمی زنیو منظورم این است که این جائی است که من ایستاده ام. من 45 سال زندگی نکردم که خودم را گول بزنم . اگر من میخواهم زندگی ام را از دست بدهم ، مهم نیست برای این چیز ها خواهم جنگید. وگرنه ارزشی ندارد. صادقانه بگویم ارزش ندارد. ممکن است حتی ایران را فراموش کنم و زندگی خودم را بکنم ودر این کشور یک شهروند باشم . نه من همان حقوق را که شما در اینجا دارید داشته باشیم. آین چیزی است که من برایش می جنگم! وگرنه چرا خودم را به زحمت بیاندازم؟

Do you think the Iranian population as a whole agrees with you today or do you feel you have to convert them to your point of view

شما فکر میکین که مردم ایران با شما همفکر هستند ویا تصور می کنید بایستی آنها را به نظرات خود هدایت کنید؟
It doesn’t take a rocket scientist to find out that the minute you criticize any aspect of this regime you are going to be at the very least incarcerated, possibly tortured, and at the very worst, executed. Last week, there were six bodies of women found in South of Tehran, because of the new edict by Ahmadinejad—and I’m not saying “edict” as a cleric because he’s not, but the new law—to further strengthen the strict code of how you dress! People can be fined if they happen to have a dog on a leash because dogs are supposed to be bad in Islam. You cannot even walk your dog on the street and not be fined. Imagine if you were to criticize the regime! Don’t you think people get that? They do.

نیازی به داشتن فن موشک ندارد که هرگاه هر موردی از این رژیم را مورد انتقاد قرار دهید ممکن اس به زندانی شدن و یا شکنجه شدن بیانجامد و بد تر از آن اعدام شوی. هفته گذشته شش نفر زن جسدشان در جنوب تهران پیدا شده بود زیرا بر اساس فرمان اخیر احمدی نژاد- منظورم حکم دینی نیست زیرا او یک آخوند نیست- بر اساس قانون جدیدچگونه لباس پوشطدن رفتار نکرده بودند. زیرا مردم در حالیکه سگ هایشان را به قلاده بسته اند زیرا سگ در اسلام بد است کشته می شوندو شما حتی نمی توانی با سگ خودت در خیابان راه بروی. تصورت را بکنید اگر رژیم را مورد انتقاد قرار دهید. فکر نمی کنید مردم این را می فهمند؟. میفهمند

Would you rather participate in a democratic parliamentary election likeIraq or simply come back as a constitutional monarch

آیا شما ترجیح میدهید در یک انتخابات دموکراتیک مثل عراق به پادشاهی مشروطه برگرید؟
I appreciate the question. I know what my function is today, and my function today is to be a catalyst that promotes unity as opposed to being an element that brings polarity. My role today is not institutional, it’s political. My role today is not someone who will be a symbolic leader under that institution, but a national leader that is fighting for freedom. ... My job today is to be a liberator, as opposed to representing an institution. However, as an option, certainly the Iranian people should consider that beyond the content of the future, which I described to you—secular, democratic, based on human rights—what should the ultimate form be? Do we want to have a parliamentary monarchy like we doSweden, or Japan, or Holland, or Belgium? Or do we want to have a republican system like you have in this United States or France or elsewhere? That debate is not today’s debate. That is the debate that will be the responsibility of the next constitutional assembly that will have to bring in a new constitution and draft a new one.

از پرسش شما قدر دانی می کنم. من میدانم که نقش من امروز چیست و کار من امروز چیست من کاتالیزی را تشویق می کنم که با برگشت تمایل قطبی مخالف است. نقش من امروزرسمی و نهادی نیست بلکه سیاسی است.تقش من این نیست که یک رهبر سمبلیک زیر یک رسمیت و بنیادی باشد اما رهبر ملی که برای آزادی می جنگد. نقش من امروز آزاد کننده است در مقابل آنچه نهادی و رسمی است. بنابر این به عنوان یک شیوه مسلما ایرانیا ن هستند که بایستی درک کنند چه چیزی در آینده جایگزین می شود که من به شما توضیح دادم، دموکراسی سکولار بر اساس حقوق بشر- نهایتان برای من چه خواهد بود؟ آیا ما خواهان یک پادشاهی پارلمانی هستیم همانند آنچه در سوئد هست یا در ژاپن، هلند و یا بلژیک؟ یا ما میخواهیم سیست جمهوری باشد همانند ایالات متحده یا فرانسه و جای دیگر؟ این بحث بحث امروز نیست. این موضوع بحثی است که مسئولیتش به عهده شورای قانوگذاری است که قانون جدیدی تدوین خواهد کرد.

At that time, there probably will be a lot of debates between those who are advocates of a monarchic system and those who are advocates of a republican system.

در آن زمان، شاید بحث زیادی در گیرد بین کسانی که خواهان پادشاهی و آنانی که خواهان جمهوری هستند.

But you don’t rule it out

ولی شما آنرا رد نمی کنید؟
I think it is, in my personal opinion, I think that that institution will better serve the purpose of the institutionalization of the democracy in Iran rather than the republican form. I can, case in point, use the example, of a post-Franco [Spain] with King Juan Carlos.

فکر میکنم در نظر شخصی من این نهاد بهتری خواهد بود که بتواند به روند دموکراسی کمک کند تا یک جمهوری. من میتوانم در نقطه نظری، مثالی بزنم بعد از فرانکو را در اسپانیا در نظر بگیرید و شاه خوان کارلوس را.

You’re not renouncing the throne, in other words? You’ll take it, if

شما به این ترتیب پادشاهی را رد نمی کنید در گفتار دیگر؟ شما این را می پذیرید؟
Look, it’s not a matter what I choose to do. I think that if monarchy has to be decided it should be based on people wanting it, not me arguing it. I have faith that this is an appropriate institution. It’s not a coincidence it survived more than 25 centuries. It is very much imbedded in Iranian culture and tradition and identity. In modern days, it can play just as effective a role. And I think that one of the things that I often find, thinking of the way Americans look at monarchy, which is immediately George III in your mind, is that you should at least liberate yourself from that aspect and see that the name “republic” doesn’t mean anything. Most of your enemies are republics. Saddam Hussein is one. Syria is one. “Republic” doesn’t automatically mean democratic. The Soviet Union was a republic. Most of your allies in Europe and NATO, half of them were monarchies. ... I think it’s not the form of the regime, it’s the content that matters. I think a monarchy is just as compatible to be committed to be democratic as a republic is. In some countries, a monarchy works better than a republic. Usually, history has shown us, in countries that are heterogeneous, in other words that have a lot of different groups, ethnicities and religion, the gelling factor, the unifying factor, has been the institutional mind, with the difference that this institution has to remain above the fray and not be engaged in the politics. That’s the big difference. Because the only time it can maintain neutrality and be for all is by not being engaged. Because the minute you become political then you have to take sides and that defeats the purpose, which is pretty much the problem we had under the previous regime, because the person of the king was directly involved in making policy, which is the last thing you want to do.

ببنید، موضوعه انتخاب نیست. من فکر می کنم اگر پادشاهی انتخاب شود بایستی بر اساس خواست مردم باشد و نه من آنرا بحث کرده باشم. من باور درام که این روش بهتری است . بر حسب اتفاق نبوده که 25 قرن پایدار مانده است. این بیشتر در فرهنگ و اصول زندگی مردم ایران و در هویت آنها نهادینه شده است. در روزگار مدرن هم می تواند نقش اساسی را بازی کند. من فکر می کنم یکی از چیز هائی که آمریکائی ها در نظر دارند نگاه به پادشاهی است که جرج سوم را در ذهن شما ها متبادر می کند، شما بایستی خود را از این تخلیل جدا کنید و ببنید "جمهوری" معنی میدهد؟ بیشتر دشمنان شما جمهوری ها هستند صدام حسینت یکی از آنها است سوریه دیگری. "جمهوری" بخودی خود مفهوم دموکراتیک ندارد . روسیه شوروی هم یک جمهوری بود. بیشتی یاران شما در ناتو در اروپا نیمی از آنهاپادشاهی هستند. بنظر من فرم رژیم نیست که اهمیت دارد محتوای رژیم است. من فکر می کنم پادشاهی با جمهوری بطور مساری تعهداتی نسبت به دموکراتیک بودن دارند . در بعضی کشور ها پادشاهی بهتر نتیجه می دهد تا به جمهوری. معمولا ْنچه تارخ به ما نشان داده در کشور های نا همگون و غیر متجانس در واژه دیگر کشور هائی که گروه های متعدی دارد،فرهنگ ها و اخلاقیات متفاوت دارد مذاهب گوناگون دارد فاکتور چسانندگی، فاکتور اتحاد در زیر تفکرات بنیادی جای می گیرد با این تفاوفت که این نهاد بایستی فرای تمام غوغا ها قرار گیرد و درگیر سیاست نشود. این تفاوت بزرگی است. برای اینکه تنها زمانی میتوانی بی طرفی را حفظ کنی که به سیاسیت آلوده نشده باشی. زیرا زمانی که به سیاست آلوده شوی بایستی جهت گیری بکنی و همان مسئله باعث مشکات زیادی می شود چیزی که ما در رژیم گذشته داشتیم زیرا شاه مستقیم در تعین سیاست دخالت داشت. این آخرین چیزی است که شما می خواهید انجام دهید.

Having said that, yes, I’m fully committed to that. I’m ready to serve in that capacity. If the people so choose, it would be my greatest honor. But at the end of the day, what I tell them is, first and foremost, I’m an Iranian and I’d be just as happy to serve my country in whatever capacity. But if you give me that choice, that opportunity, I think I could do a good job for you.

پس از گفتن چنین مطلبی، آری، من کاملا به آن متعهد هستم. من آماده ام در چنان سطحی خدمت کنم. اگر مردم آنرا انتخاب کرده باشند این یک افتخار خواهد بود ولی در نهایت آنچه می گویم من یک ایرانی هستم و همانقدر خوشحال خواهم بود که در هر مقامی در کشورم خدمت کنم. اما اگر این انتخاب را به من بدهید من فکر میکنم برای شما خوب کار خواهد کرد.

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 159627

Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها